تبليغاتX
من و ایسنا

من و ایسنا

این وبلاگ به روزنوشته های سردبیر دفتر قزوین خبرگزاری ایسنا اختصاص دارد

ایسنا متهم می شود...!!

1-به روز نکردن چند روز اخیر من و ایسنا را بگذارید به حساب یک سر و هزار سامان من.در تعطیلات جمعه و شنبه به دلیل ترافیک کارهای عمرانی حتی نتوانستم خانواده را در سفر به شمال کشور همراهی کنم.

 البته انتقاد من از تعطیلی تحمیلی ایسنا در طول تعطیلات رسمی همچنان به جاست.متاسفانه در طول تعطیلات اخیر خبر آتش سوزی در بازار قزوین را در حالی که به موقع نیز از آن اطلاع یافتیم از دست دادیم.امروز باز هم این مورد را با حسن حسن زاده مطرح کردم.امیدوارم این مشکل حل شود و ایسنا هیچگاه به طور کامل تعطیل نباشد.

2- در طول غیبتم در من و ایسنا رویداد مهمی چون دومین جشنواره مطبوعات استان برگزار شد. برگزاری این جشنواره با شکل و شمایل کنونی یکی از آرزوهای بزرگ خبرنگاران هم نسل من در استان بود.چه آن که در طول مدیریت ابراهیم مشیری و مرحوم پیله وری با وجود اعتراضات مدنی روزنامه نگاران هیچ گاه این امر محقق نشد.در این میان تلاش حسین علیجانی و اعتماد محمد حسین شفیعی ها ، مدیر کل ارشاد استان به وی در تحقق این آرزو نقش اساسی داشته است.

 شفیعی ها که روز پیش از جشنواره میهمان ایسنا بود اگرچه در جریان میزگرد ایسنا ، این رسانه را به جانبداری از طیف سیاسی خاص متهم کرد اما در عمل نشان داد که برداشت شخصی اش در عمل به وظایف کاری بی تاثیر است.این چنین است که اکثر برندگان جشنواره از تابان و نامه قزوین هستند و شفیعی ها در گفتگو با سیمای قزوین از محمد خیر خواه – عکاس خبرگزاری یونایتد پرس- به عنوان افتخار استان یاد می کند.

 از خانواده ایسنا علاوه بر رتبه سومی من در بخش تیتر ، عرفان دادخواه در گزارش تصویری و شهرام رحیمی در بخش عکس دوم و سوم شدند.

 به هر حال به اعتقاد باید مطبوعات ، صدا و سیما و خبرگزاری ها به طور مجزا مورد قضاوت قرار گیرند چون اصول حرفه ای حاکم بر هر کدام با دیگری متفاوت است.مثلا ً در خصوص اخبار تاکید خبرگزاری ها در انتقال هر چه سریعتر اخبار است و به همین دلیل به ناچار باید از سخت خبر استفاده کنند که معمولا ً به شدت وابسته به عنصر زمان است ، در حالی که مطبوعات و هفته نامه ها می توانند با فراغ بال اقدام به تهیه نرم خبر ها کنند که معمولا ً ماندگار تر و عمقی تر هستند و به قطع یقین در داوری ها بیشتر به چشم می آیند.

 به هر حال ایسنا تنها خبرگزاری استانی بود که موفق به در یافت رتبه های برتر در جشنواره امسال شد.

اتفاق نه چندان مهم  و البته قابل پیش بینی امسال ، اعتراض امید مافی ، سردبیر آوای تات به روند داوری ها بود.اعتراضی که پرده های ادب و شرم را درید و همه را نتاثر کرد.مافی امروز با ادامه اعتراض همراه با اهانت خود در نشریه اش که به گزاف آن را پرمخاطب ترین نشریه استان می داند عملا ً به تنها منتقد جشنواره دوم مطبوعات بدل شده است.

 در این مورد بیشتر نمی نویسم چون هیچگاه به دنبال نقد شخص نبودم  و معتقدم باید  بیشتر در جستجوی زمینه ها و عواملی که منجر به ظهور ناهنجاری می شود بود.

 3- محمد خیرخواه در تعطیلات اخیر فرصت یافت تا چند روز را در قزوین سر کند.حضور محمد و دوستان همکار در دومین دور انتشار نامه در تحریریه جدید این هفته نامه خاطره انگیز و نوستالژیک بود.در مورد محمد به گفتن این نکته بسنده می کنم که وی می داند از کجا آمده ، در حال حاضر در کجا ایستاده و چه راهی در پیش دارد.این گونه است که گذشته و دوستانش را فراموش نکرده است ، از موقعیت کنونی خود دچار غرور نمی شود  و می داند که هنوز راه درازی برای موفقیت در پیش دارد.جمع کردن همه این ها در کنار هم کار آسانی نیست.

برایش آرزوی سلامتی و دستیابی به توفیقات حرفه ای را دارم و امیدوارم به آرزوی بزرگش نیز برسد...

4- عباس قدس ، معاون سابق فرهنگی جهاد دانشگاهی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی در جریان دومین جشنواره مطبوعات ایسنا را به بی ادبی نوشتاری متهم کرد.حسین آذربایجانی نیز در سنگ نبشته های یک زایر پاسخی به این اتهام نگاشته که جالب توجه است.اما از آن جا که به نظرم اظهار نظر کردن در خصوص ادبیات روزنامه نگاری و خبر نویسی احتیاج به حداقل مطالعه و تفحص دارد و گویا آقای قدس از این حداقل هم – البته در زمینه روزنامه نگاری حرفه ای - بی بهره هستند از ارائه پاسخ مبسوط به ایشان خودداری می کنم.

به هر حال به ایشان هم حق می دهد که اگر روزی در خصوص ادبیات حاکم بر صنف قابل احترام ایشان اظهار نظر کردم  همین جواب را نثارم کند!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 0:26  توسط حسین طاهری قزوینی  | 

و اینک دهمین خبر!!

خستگی جمعه های نفس گیر من که معمولا ً با پیگیری کارهای عمرانی و همین طور فوتسال و ...همراه است روزهای شنبه خودش را نشان می دهد.به خصوص که دیشب به خاطر ضیافت شامی که بهنام محمودی به دلیل جشن تولدش ترتیب داده بود نتوانستم به موقع  استراحت کنم.

 البته قرار گرفتن 10 خبر بر روی خروجی ایسنای قزوین تا حدودی از خستگی مختص شنبه هایم کاست.پیگیری بچه ها جهت اطلاع از سرنوشت اخباری که تا پیش از این روی سایت قرار نگرفته بودند منجر به شکستن آمار اخبار روزانه از زمان فعالیتم در ایسنا شد.

 البته هنوز در ابتدای راه هستیم.افق ایسنا برای آینده رسیدن به آمار 15 خبر در روز در نیم سال دوم است.امروز در جلسه دبیران سرویس با تاکید بر این مطلب استراتژی جدید ایسنای قزوین را در زمینه اطلاع رسانی اعلام کردم.بر اساس این استراتژی می کوشیم  میزان اخباری را که به دولت و مسئولین ارتباط دارد با اخبار حوزه های غیر دولتی و مردمی هماهنگ سازیم.به شخصه وقتی لیست اخبار ایسنا را می بینم احساس می کنم که ایسنا دارد به رسانه دولتی ها و مسئولین بدل می شود.درست است که همه اخبار این حوزه در جهت تایید صرف نیست و اظهارات انتقادی برجسته تر است اما جای خالی اخبار حوزه های غیر دولتی ، کارشناسان مستقل و ...احساس می شود.

 امروز از بچه ها خواستم تا حداقل نیم ساعت از وقتشان را به جستجو برای یافتن سوژه در حوزه فعالیتشان اختصاص دهند تا با مشکل وابستگی به فکس روابط عمومی ها یا اخبار پایگاه های اینترنتی ادارات و نهاد ها مواجه نشوند.

خودم هم متعهد شده ام تا در این امر شریک باشم .امروز چند تا از بچه های کلاس مبانی خبرنویسی در خصوص تکلیف جلسه اول توضیحاتی را می خواستند.تکلیف این جلسه که در مورد مبانی ارتباط و رسانه ها بود یادداشت کردن ارتباط های غیر کلامی دانشجویان در یک روز مشخص است.چه دانشجو خود فرستنده پیام غیر کلامی باشد و چه مخاطب.

متاسفانه اکثر ما ارتباط را در حیطه کلام معتبر و واقعی می دانیم در حالی که حوزه ارتباطات غیر کلامی بسیار گسترده تر و از جهاتی تاثیر گذار تر است.البته هدف من از ارائه این تکلیف تنها و تنها حساس شدن مجاری دریافت اطلاعات  از محیط دانشجویان است و بس  و هر گونه ارتقایی در این زمینه من را به هدفم می رساند.

امروز خانم عبداللهی ، خبرنگار ایسنا در آبیک – که الحق از نیروهای پر تلاش و کوشا و بااستعداد هستند – در جلسه دبیران سرویس ها از احتمال پلمب کارخانه سیمان آبیک خبر دادند. قرار شد تا در طول هفته جاری به طور اختصاصی این خبر و صحت و سقمش را پیگیری کنند .کارخانه سیمان آبیک که زمانی یکی از بزرگترین واحد های تولید سیمان در خاور میانه قلمداد می شد امروز به معضل زیست محیطی بزرگی تبدیل شده است.جالب آن که در حالی که عوارض زیست محیطی فعالیت این کارخانه به ساکنان آبیک و قزوینی ها می رسد عوارض ناشی از حیات کارخانه سیمان به استان تهران تعلق دارد..این هم از عجایب تقسیمات کشوری در ایران است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 0:3  توسط حسین طاهری قزوینی  | 

مهرورزی شهردارانه و تساهل و تسامح وطنی!!

 

1- همه چیز داشت به خوبی پیش می رفت.یک روز کاری خوب با راندمان نسبتا ً رضایت بخش .کارهای روزانه ام در ایسنا |آن قدر خوب پیش  رفت که توانستم سری به احسان میرزاده و پسر عمویم  و پروژه های عمرانی که در سطح شهر انجام می دهند بزنم.حتی موفق شدم کمی هم استراحت کنم.اما همه چیز از  برقراری تماس تلفنی با عیسی صفری آغاز شد.از آهنگ صدای عیسی احساس کردم که در جلسه است.می دانید کدام جلسه؟ مصاحبه مطبوعاتی محمود کمالی ، شهردار قزوین!!

 داغ کردم.یاد آن همه پیگیری خودم و محمد آریان پور برای انجام مصاحبه اختصاصی با کمالی افتادم و این که چطور کمالی و صفت اله صالحی ما را به مصاحبه مطبوعاتی حواله می دادند.به سرعت باد خودم را به دفتر شهردار رساندم.تنها چند دقیقه تا پایان نشست خبری باقی بود.

 جالب تر آن که خبرنگاران حاضر در مصاحبه رو در رو با شهردار ناچار بودند سووالات خود را به صورت کتبی به ایشان ارائه دهند تا در صورت صلاحدید پاسخ گیرند!!

 در موقعیتی مناسب شروع به صحبت کردم و گفتم: البته ما میهمان نا خوانده این جمع هستیم ، چون برپایی این جلسه به ما اعلام نشده است.

 بلافاصله صالحی واکنش نشان داد و گفت : حتما ً ارسال شده ولی به دست شما نرسیده.

 من هم در پاسخ گفتم : امیدوارم چنین باشد و من اشتباه کنم.

اما سووالم را این گونه مطرح کردم: چرا دیدگاه شهرداری نسبت به رسانه ها دیدگاه بدبینانه  و همراه با سوء تفاهم است؟

بعد مثالی را مطرح کردم: آقای خاکساران بنا بر فکس ارسالی توسط روابط عمومی شورای شهر عنوان داشته اند که 85 درصد نیروی انسانی شهرداری توصیه ای هستند ، اما وقتی رسانه ها به نقل از همین منبع خبر را منتشر می کنند می بینینم که آقای ظاهری ، رییس شورای شهر مطبوعات را متهم به ایجاد تفرقه و سست کردن پایه های ارتباطی شورا و شهرداری می کنند.

 اشاره کردم که شما یک بار به خبرنگار ایسنا گفته اید با شما مصاحبه نمی کنم چون شما غرض ورزی می کنید.

 کمالی اما در پاسخ شروع کرد به بیان اظهاراتی گنگ و پراکنده که هیچ ربطی به سووال من نداشت . بعد ناگهان به ارائه پاسخ به سووالی که گویا خودش برای خودش مطرح کرده بود پرداخت.

 بلافاصله گفتم : من جواب سووالم را نگرفتم.

کمالی هم گفت : بله! هم ما و هم شما باید مقداری خودمان را درست کنیم.باید با یکدیگر مهربان باشیم.

 بعد ادامه داد : مسایلی که شمار روی آن ها دست می گذارید تخصصی هستند ...

 می خواستم بگویم که اتفاقا ً ما هم مسایل تخصصی را دنبال می کنیم و همین یک هفته پیش معاون معماری و شهرسازی  شما که در جلسه هم حضور دارند در میزگرد تخصصی بررسی طرح توسعه راهبردی شهر قزوین  که توسط ایسنا برگزار شده بود شرکت داشتند.اما صالحی پیش قدمی کرد و گفت : آقای طاهری وقت دیگر دوستان را نگیرید و با دعوت جمع به ذکر صلوات به تعبیر خود قائله را ختم به خیر کرد.

 پس از جلسه هم صالحی خود را به من رساند و گفت : شما دیدتان منفی است وگرنه ما فکس را ارسال کرده ایم حالا ممکن است دستگاه فکس شما کاغذ نداشته باشد، غافل از این که سیستم دریافت فکس ایسنا رایانه ای است و نگرانی ایشان از بابت اتمام کاغذ فکس با این سیستم   و همین طور مجهز بودن دستگاه های فکس به نگهداری فکس های ارسالی در حافظه خود در صورت فقدان کاغذ سال هاست که رفع شده است!!

 بعد از این ها هم خبرنگاران با دریافت هدایای خود ، راضی و بی دغدغه شهرداری را ترک کردند.من به خاطر قانون ایسنای قزوین که دریافت هدیه از سوی نهاد ها را برا ی خبرنگارانش ممنوع کرده است از پذیرش هدیه صرف نظر کردم.جالب آن که خبرنگاران مرا سرزنش می کردند و می گفتند : حاج آقا(منظور آقای صالحی ) ناراحت می شوند برو هدیه ات را بگیر!!

 در آخر یادآور می شوم که امیدوارم واقعا ً غرضی در عدم دعوت از ایسنا وجود  نداشته باشد و این را هم بگویم اگر به این اطمینان دست یابم که واقعا ً قصد بر دعوت از ایسنا بوده ولی به هر دلیل ما از آن مطلع نشده ایم ( مثلا ً مشکل نرم افزاری و ...) حاضر به عذرخواهی هستم ولی از آن جایی که حدیث نیز به مراسم  دعوت نشده بود حدس می زنم که واقعا ً قضیه بایکوت خبری ایسنا و حدیث از سوی شهرداری قزوین صحت دارد.

2- چند روز پیش بود که یکی از بچه های تحریریه مطلعم کرد که اخبار ایسنا بدون ذکر منبع به وفور در بخش های خبری صدا و سیمای استانی مورد استفاده قرار می گیرد.این موضوع را زیاد جدی نگرفتم اما اصرار خبرنگار مبنی بر استفاده کامل و بدون جرح و تعدیل خبر تنظیمی توسط خود او کنجکاوم کرد.امروز بخش خبری ساعت 17 را دیدم.باور کردنی نبود حداقل 3 یا 4 خبر ایسنا به طور کامل و در کنار تصاویر آرشیوی روخوانی شد.به نظر می رسد بعد از استفاده بدون ذکر منبع خبرگزاری فارس از اخبار ایسنا نوبت به صدا و سیما یی ها رسیده است.

 این معضل در طول این همه سال روزنامه نگاری و کار رسانه ای همیشه برایم در آور بوده که چطور کسی از حاصل دسترنج خبری  و یا ادبی دیگری به نام خود بهره برداری می کند.در همه دنیا به این مساله می گویند سرقت ادبی !!

 اما این جا به این پدیده می گویند فراموشی و یا اشتباه و سهل انگاری.ببینید چقدر تساهل و تسامح در مملکت ما هست و خودمان خبر نداریم!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:19  توسط حسین طاهری قزوینی  | 

درباره شهریاران شهر ، سید ناصر قوامی ، تراژدی و کمدی...

                                       نه برادر! ما اشتباه نکردیم

 گفتگوی سید ناصر قوامی با هفته نامه حدیث که ضمیمه شماره سوم این نشریه از وی به عنوان مرکز ثقل جریان اصلاح طلبان قزوین نام برده بیش از هر چیز صحنه ای تراژیک از نمایشی  که بی انتها و بی هدف بر صحنه است را تداعی می کند.

 با این تفاوت که این پرده از نمایش برای آنانی که فرمول حاکم بر چنین حکایت هایی را از بر هستند قابل پیش بینی  و انتظار بوده است.

 سید ناصر قوامی در این گفتگو چونان چند مصاحبه پیشین خود فی البداهه علل همه ناکامی های جبهه اصلاحات را در استان بر دوش جوانانی که عنوان "شهریاران شهر قزوین" و یا به تعبیر ایشان " شهریاران جوان" !! را یدک می کشند انداخته است.

 اما این "شهریاران شهر" چه کسانی اند ؟ چگونه ناکامی اصلاح طلبان قزوینی را رقم زده و باعث تشویش ذهن مرکز ثقل اصلاحات  و دوستانشان شده اند؟

اطلاعات ارائه شده از سید ناصر قوامی مارا به این پاسخ می رساند:

 "شهریاران شهر قزوین" گروهی نفوذی اند که از سوی جبهه ضد اصلاحات برای بر هم زدن برنامه های (کدام برنامه ها مشخص نیست) اصلاح طلبان مأموریت داشته  و با دریافت پول و امکانات در پی ایجاد موازی سازی در این جریان بودند.

بر اساس گفتگوی آقای قوامی با وبلاگ حسین علیجانی نیز مشخص می شود که جمع آرای این گروه با جمع آرای لیست اصلاح طلبان برابر بوده و اگر ائتلاف دو طیف شکل می گرفت ، اصلاح طلبان پیروز انتخابات شورای سوم شهر قزوین می شدند.

اما این اطلاعات با چه مستنداتی ارائه شده است؟

 پاسخ آقای قوامی در برابر این پرسش حدیث که چه مستندی در این باره دارید روشنگر است : مستند به آن شکل که نه ! اما اطلاعات دقیق داشتیم(!!)

خط اصلی داستان تراژیک ما این است: قربانی نظارت استصوابی  و منتقد اصلی شورای نگهبان با ادبیات آشنای نهاد های نظارتی سخن می گوید. به همان راحتی اتهام می زند ( با خطاب قرار دادن شهریاران به عنوان نفوذی ، وابسته به جبهه ضد اصلاحات و ...)، بی محابا توهین می کند( با ذکر عباراتی چون چند جوان بی تجربه و ...) و در مقابل این سووال که چه مستنداتی برای  این همه توهین و افترا و بردن آبرو و کرامت انسان ها دارید می گوید: مستند به آن شکل که نه!!

 این تراژدی طنز گونه برای آنان که نخستین بار از برآوردن پرچم مستقل تحت عنوان "شهریاران شهر قزوین" برای جلوگیری  و مقابله با انحراف حرکت های آزادی خواهانه در استان سخن گفتند البته کاملا ً قابل پیش بینی بود. چه آن که شهریاران  بر این اساس دو ماه مانده به انتخابات شوراها در دفتر حزب اعتماد ملی رویدادهای پیش رو و آینده اصلاح طلبی متاخر و غیر پویا و سنتی را برای جمعی از اصلاح طلبان  شرح داده بودند.

قرار بود محتوای این جلسه سر به مهر باقی ماند اما تداوم اهانت ها و اتهامات سبب ساز شد تا بخشی از آن چه در آن جلسه گذشت ذکر شود:

در آن جلسه به طور شفاف دیدگاه های جمعی که بعد ها نام شهریاران شهر را بر خود نهادند مطرح شد.حرف اصلی آنان این بود که فرایند اصلاح طلبی تحت رهبری مثلث شیخیون  و زیر پرچم حکمیت  و با پیشروی احزابی که از حزب تنها نامی را یدک می کشند در خور جنبش اصلاحی و آزادی خواهی نبوده و نیست.همین و بس!!

در واقع برای ما جالب بود که چطور کسانی که نتیجه ناخوشایند حکمیت را در انتخابات مجلس ششم تجربه کرده بودند باز تن به حکمیت می دهند؟ جالب بود که چگونه فریاد های (...) بر علیه جبهه مشارکت در صحن علنی مجلس به فراموشی سپرده شده است؟ چگونه رابطه ها با حسینیان ها و امثال آن ها توجیه می شود و چگونه با وجود مرگ رستم های اصلاحات در چاه شغاد ها می شود باز با طناب فرصت طلبان رفتن به ته ِ چاه ها را آزمود ؟!!

جواب قانع کننده ای در کار نبود.در عوض با جدی تر شدن حضور شهریاران در جریان انتخابات با پرچم ، برنامه و دیدگاهی متفاوت حملات آغاز شد.

 عیسی صفری متهم به گرفتن خودرو و زمین از دولت اصول گرا گردید.حتی گم شدن پلاک جلوی خودروی پژویش در جریان یک سانحه رانندگی را به حساب این گذاردند که اصولا ً خودروهای شخصی متعلق به برخی نهاد های خاص پلاک جلو ندارند!!

البته این اتهامات در خصوص من با کمی لطافت همراه بود.من را فریب خورده جریان نفوذی می دانستند  و برخی دیگر با دلسوزی می گفتند که نیاز مالی و ... باعث گرایش وی به سمت جبهه نفاق شده است!!

پاسخ  این دوستان دارای حسن لطف به این پرسش ابتدایی که چه مستنداتی برای ادعاهایتان دارید دست کمی از پاسخ آقای قوامی نداشت : مستند به آن شکل که نه!!

جرم جوانان" بی تجربه نفوذی مزد بگیری" که تحت عنوان شهریاران می خواستند جبهه متحد و ناب !! اصلاح طلبان استان را به انحراف بکشانند این بود : طور دیگر اندیشیدن.

 نمی گویم: مطلقا ً درست اندیشیدن که هر اندیشه ای را ضریب خطا و بدگمانی هست.طنز تلخ روزگار این است : آنان که خود را قربانی طور دیگر اندیشیدن می دانند طور دیگر اندیشیدن را تاب نمی آورند!!

 البته می شود حدس زد که آقای قوامی به چه دلیل تا این اندازه شهریاران را می نوازد.چه آن که ایشان می پندارند مشکل ما با مثلث روحانیت شکل گرفته در رأس بدنه اصلاحات در قزوین است.طوری که در جایی از مصاحبه شان با حدیث به تقسیم بندی مدافع روحانیت و  دشمن روحانیت اشاره می کنند.

 افسوس  ایشان که  شأن خود را اجل تر از تشکیل حزب محلی می دانند به خاطر نمی آورند که همین جوانان نفوذی چگونه در مسیر پیروزی ها و ناکامی های  سید محمد خاتمی خون ِ دل خوردند  و میزان ارادتشان به ابطحی ها و عبدالله نوری ها و دیگر روحانیون آزاد اندیش تا چه حد است.

 آقای قوامی ، شهریاران را به پول گرفتن از جبهه ضد اصلاحات متهم می کنند اما نمی دانند که جوانان به تعبیر ایشان نفوذی چگونه از خودرو و خط تلفن همراه و پس اندازشان گذشتند تا بر عقیده مستقلشان اصرار ورزند و نمی دانند که هنوز بدهی های حاصل از تبلیغات انتخاباتی بر دوششان سنگینی می کند.ملالی البته نیست که همه این ها هزینه های عمل سیاسی است .

 آقای قوامی ما را نفوذی قلمداد می کنند در حالی که تقریبا ً تمام نامزدهای لیست اولیه شهریاران در گام اول رد صلاحیت شدند  و با وجو د رایزنی های طولانی اما از موضع قدرت شهریارانی ها ، باز هم یک نفر  از لیست اصلی شهریاران در گردونه تایید صلاحیت ها حذف شد.

چگونه شهریاران را نفوذی می خوانند در حالی که به استناد دوستان خود شما میزان افزایش آرای لیست شهریاران در بازشماری آرا از همه نامزدها بیشتر بود و همین امر هم  یکی از دلایل توقف روند بازشماری محسوب می شد.

 اگر شهریاران نقشه جبهه ضد اصلاحات بود چرا باید طراحان نقشه ، ناشیانه در آخرین گام طرح تعطیلی نامه را بریزند تا شما و دوستانتان فریاد برآورید که نامه نیز بخشی از پروژه نفوذی ها بوده است؟!!

 چرا طراحانی چنین زیرک باید چنین دستاویزی را به فریب خوردگان نقشه خود تقدیم کنند تا دستشان رو شود؟!!

 حکایت اما چیز دیگری است...

 نه برادر ! ما اشتباه نکردیم.در همه لحظاتی که همه چیز برای استحاله راهی که آغازش کرده بودیم آماده بود چیزی در وجودمان زمزمه می کرد: اشتباه نکرده ای برادر !!

 حالا آن زمزمه فریادی شده است که به گوش آنان که شنوایند رسیده است.

 نقل است که خداوند بنده خطاکاری  که به واسطه جرمی که مرتکب نشده مورد لعن و طعن و اتهام قرار گرفته و جان و آبرویش به تاراج  می رود را مورد آمرزش قرار می دهد.

 آمرزش شده گان خدا را طعن و اتهام بنده خدا آزار نمی دهد... 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:37  توسط حسین طاهری قزوینی  | 

از رسانه های تعطیل تا سیستم درمانی تعطیل تر !!

1-تجربه دور روز پیاپی تعطیلی کار و استراحت ، دیروز و امروز ، شاید پس از سال ها برایم پیش آمد. تجربه خوشایندی بود. جایی خوانده ام که دور بودن موقتی از جریان پایان ناپذیر و تمام ناشدنی اطلاعات برای کسانی که در رسانه ها کار می کنند لازم است.برخی کارشناسان علوم رسانه ای معتقدند که تعطیل بردار نبودن کار اطلاع رسانی معمولا ً به پدیده خبر زدگی در رسانه ای ها منجر می شود.یکی از عوارض این پدیده کاهش خلاقیت در نحوه انتقال اخبار و همچنین عدم درک صحیح ارزش خبری رخدادهاست.

  البته استراحت موقتی ذکر شده نباید به معنای تعطیلی و استراحت کل رسانه باشد.اتفاقی که متاسفانه و ناخواسته گاهی اوقات برای رسانه های ایرانی پیش می آید و به همین دلیل خیلی ساده نمی توان بهترین رسانه های ما را به عنوان رسانه حرفه ای قلمداد کرد.حتی تصور این مساله در ایالات متحده و اروپا که رسانه هایی مثل تلویزیون و روزنامه ها برای مدت چند روز در تعطیلات باشند برای مخاطبان این رسانه ها خنده دار و دور از ذهن است.

 به عنوان سردبیر یکی از دفاتر خبری یکی ار خبرگزاری های یکی از کشور های در حال توسعه و از لحاظ رسانه ای ، عقب افتاده دنیا کوشیدم با ارائه طرح حضور نوبتی اعضای تحریریه در تعطیلات آخر هفته ، این ضعف را کمی پوشش دهم اما متاسفانه این تصمیم مورد موافقت مدیران جهاد دانشگاهی -  البته به دلیل معذوریت های اداری – قرار نگرفت و فعلا ً جمعه  و تعطیلات رسمی برای ما هم تعطیل است.

 یادم هست یکی از اساتید روزنامه نگاری در یکی از دوره های آموزشی می گفت : رویداد ها و حوادث آنقدر ملاحظه کار نیستند که تنها در ساعات کاری خبرنگار و رسانه اتفاق بیفتند...به هر حال روزنامه نگاری لوکالایز شده !! ایرانی چندان به این ضرب المثل های حرفه ای کار رسانه ای توجهی ندارد.

2- بر طبق قرار دوستانه هفتگی ، عصر های جمعه در سالن ورزشی الغدیر پایی به توپ می زنیم. به همت دوستان ورزشی نویس یک تایم سالن به روزنامه نگاران و البته هنرمندان اختصاص پیدا کرده که کار شایسته و خوبی است.اما گویا این اقدام شایسته برای من خوش یمن نیست.دیروز به شدت از ناحیه انگشتان پای چپ آسیب دیدم.مدارا کردن با درد و آزمودن انواع مرحم ها نیز کارا نبود تا این که امروز مجبور شدم تن به مراجعه به اورژانس بیمارستان تامین اجتماعی بدهم و تازه آن هنگام بود که دریافتم سیستم درمانی شهر ما آن هم در بیمارستانی که چندان به سوء ، شهرت ندارد تا چه حد وحشتناک است .

نحوه برخورد پزشک ، پرستاران ، پرسنل رادیولوژی و ...با بیماران و مراجعین توهین آمیز و زننده بود به نحوی که من و محمد آریان پور که همراهی ام می کرد را به شدت عصبانی کرده بود.تصور کنید بیماری را که از ارتفاعی سقوط کرده و در نوبت رادیو لوژی بی تابی می کند ولی تکنیسین فنی دستگاه ، در حال نوشیدن چای و گپ زدن با دوستش در خصوص فیلم سینمایی پخش شده از تلویزیون و یا استفاده از فن آوری بلوتوث !! است.

 مودبانه ترین حرفی که امروز در بیمارستان شنیدیم ، بیا به جای عبارت معمول بفرمایید بود!!

خوشبختانه در یک بزنگاه ، یکی از آشنایان را که از پرسنل بیمارستان و اتفاقاً هم بازی ما در نبردهای سالنی عصر های جمعه است را رصد کردیم و وی کمی اوضاع را تلطیف کرد.

به جرأت میتوانم بگویم که ایران ، یکی از ناکارآمدترین سیستم های حمایتی از بیمار را در دنیا دارد. برخی دوستان فعال در عرصه بهداشت و درمان ، وقتی انتقادات من را می شنیدند همه مشکلات را به حساب کمی حقوق و نبود امتیازات صنفی می گذاشتند ولی به اعتقاد من ، این ها نیز دلایل موجهی برای برخورد زننده با مراجعین نیست.ای کاش همان طور که انجمن هایی برای مسایل مهمی چون آزادی بیان، حقوق صنفی و ...فعال شده اند ، انجمن هایی هم برای بهبود نظام درمانی کشور تشکیل می شدند و در مقابل آن چه در مراکز درمانی ما می گذرد ، واکنش نشان می دادند.

3-تصمیم گرفته ام روزهای جمعه کمتر در " من و ایسنا" بنویسم و به امید خدا وبلاگ دیگرم ، "محاق " را به روز کنم.به همین خاطر اگر روزهای جمعه در من و ایسنا ، پست جدیدی نیافتید مطمئن باشید که محاق به روز شده است.

همچنین می کوشم در روزهای 5 شنبه هر هفته ، یک یادداشت در خصوص رخدادهای بومی را بر خروجی من و ایسنا قرار دهم.امیدوارم این بار بد قول از آب در نیایم!!

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 22:49  توسط حسین طاهری قزوینی  | 

آرام چون بعد از ظهر های تابستانی...

 

شروع هر دوره کلاس های آموزشی خبرنگاری برای من همواره جالب و هیجان انگیز بوده است، چه آن که معمولا ً شناسایی پدیده هایی که بعد ها در جغرافیای کار رسانه ای قد می کشند در این کلاس ها میسر می شود.

 فکر می کنم این پنجمین تجربه من در آموزش روزنامه نگاری باشد.همه تلاشم این است که هیچ دوره ای چه از نظر منابع مورد استفاده  و چه فرم تدریس شبیه دوره دیگر نباشد.در دوره ای که از فردا آغاز می شود به آموزش مبانی خبر نویسی برای رسانه ها خواهم پرداخت و انشاء الله اگر عمری باقی باشد اولین دوره آموزش خبر نویسی پیشرفته را از مهر ماه آغاز خواهم کرد.

این روزها روزهای آرام و خلوتی است. دیگ رخدادهای سیاسی استان بر خلاف آب و هوای تابستانی نمی جوشد .البته مطمئنم که این آرامش خبر از طوفانی دارد.امروز حسین فدایی ، دبیر کل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به قزوین آمده بود.حسین آذربایجانی مأمور شد تا فدایی و همراهانش را همراهی کند.گویا دیروز هم حسین مصاحبه خوب  و رضایت بخشی با وحید مقدم ، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در قزوین داشته است.وقتی حسین می گوید مصاحبه ، خوب شده یعنی مصاحبه شونده روز بسیار سختی را پشت سر گذاشته است!!

خبر دیگر از ایسنا این که الهام یزدیها ، خبرنگار فعال  و دبیر سرویس میراث فرهنگی و گردشگری در دوره پودمانی رشته خبرنگاری دانشگده خبر پذیرفته شد.دوستان ما هم که در ایسنا در انتظار هر خبر شیرینی طلبی !! می گردند تا کامی شیرین کنند موفق شدند تا سور این توفیق را در کمترین فرصت ممکن نوش کنند.

مقدمات برگزاری دومین میزگرد تخصصی ایسنا هم با موضوع دولت الکترونیک در قزوین در حال فراهم شدن است.

 مسئولیت برگزاری این میزگرد با ویدا ورزنده ، دبیر سرویس فن آوری اطلاعات ایسناست.برنامه بلندمدتی را برای تداوم این میزگردها در نظر گرفته ایم به طوری که در همین لحظه در حال برنامه ریزی برای برگزاری میزگرد باغستان های سنتی در اواخر شهریور ماه هستیم.

 بر اساس برنامه اصلاح و ساماندهی ایسنای قزوین در صدد راه اندازی دفاتر شهرستان ها هستیم.اولویت نیز با شهرستان های تاکستان و بویین زهراست.اگر از مخاطبین این سطور کسی هست که آمادگی و البته تجربه ای برای پوشش اخبار این مناطق دارد  و یا میتواند فرد یا افراد واجد شرایطی را معرفی کند از طریق hosseintahery@gmail.com با من مرتبط شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 23:42  توسط حسین طاهری قزوینی  |