تبليغاتX
من و ایسنا - از رسانه های تعطیل تا سیستم درمانی تعطیل تر !!

من و ایسنا

این وبلاگ به روزنوشته های سردبیر دفتر قزوین خبرگزاری ایسنا اختصاص دارد

از رسانه های تعطیل تا سیستم درمانی تعطیل تر !!

1-تجربه دور روز پیاپی تعطیلی کار و استراحت ، دیروز و امروز ، شاید پس از سال ها برایم پیش آمد. تجربه خوشایندی بود. جایی خوانده ام که دور بودن موقتی از جریان پایان ناپذیر و تمام ناشدنی اطلاعات برای کسانی که در رسانه ها کار می کنند لازم است.برخی کارشناسان علوم رسانه ای معتقدند که تعطیل بردار نبودن کار اطلاع رسانی معمولا ً به پدیده خبر زدگی در رسانه ای ها منجر می شود.یکی از عوارض این پدیده کاهش خلاقیت در نحوه انتقال اخبار و همچنین عدم درک صحیح ارزش خبری رخدادهاست.

  البته استراحت موقتی ذکر شده نباید به معنای تعطیلی و استراحت کل رسانه باشد.اتفاقی که متاسفانه و ناخواسته گاهی اوقات برای رسانه های ایرانی پیش می آید و به همین دلیل خیلی ساده نمی توان بهترین رسانه های ما را به عنوان رسانه حرفه ای قلمداد کرد.حتی تصور این مساله در ایالات متحده و اروپا که رسانه هایی مثل تلویزیون و روزنامه ها برای مدت چند روز در تعطیلات باشند برای مخاطبان این رسانه ها خنده دار و دور از ذهن است.

 به عنوان سردبیر یکی از دفاتر خبری یکی ار خبرگزاری های یکی از کشور های در حال توسعه و از لحاظ رسانه ای ، عقب افتاده دنیا کوشیدم با ارائه طرح حضور نوبتی اعضای تحریریه در تعطیلات آخر هفته ، این ضعف را کمی پوشش دهم اما متاسفانه این تصمیم مورد موافقت مدیران جهاد دانشگاهی -  البته به دلیل معذوریت های اداری – قرار نگرفت و فعلا ً جمعه  و تعطیلات رسمی برای ما هم تعطیل است.

 یادم هست یکی از اساتید روزنامه نگاری در یکی از دوره های آموزشی می گفت : رویداد ها و حوادث آنقدر ملاحظه کار نیستند که تنها در ساعات کاری خبرنگار و رسانه اتفاق بیفتند...به هر حال روزنامه نگاری لوکالایز شده !! ایرانی چندان به این ضرب المثل های حرفه ای کار رسانه ای توجهی ندارد.

2- بر طبق قرار دوستانه هفتگی ، عصر های جمعه در سالن ورزشی الغدیر پایی به توپ می زنیم. به همت دوستان ورزشی نویس یک تایم سالن به روزنامه نگاران و البته هنرمندان اختصاص پیدا کرده که کار شایسته و خوبی است.اما گویا این اقدام شایسته برای من خوش یمن نیست.دیروز به شدت از ناحیه انگشتان پای چپ آسیب دیدم.مدارا کردن با درد و آزمودن انواع مرحم ها نیز کارا نبود تا این که امروز مجبور شدم تن به مراجعه به اورژانس بیمارستان تامین اجتماعی بدهم و تازه آن هنگام بود که دریافتم سیستم درمانی شهر ما آن هم در بیمارستانی که چندان به سوء ، شهرت ندارد تا چه حد وحشتناک است .

نحوه برخورد پزشک ، پرستاران ، پرسنل رادیولوژی و ...با بیماران و مراجعین توهین آمیز و زننده بود به نحوی که من و محمد آریان پور که همراهی ام می کرد را به شدت عصبانی کرده بود.تصور کنید بیماری را که از ارتفاعی سقوط کرده و در نوبت رادیو لوژی بی تابی می کند ولی تکنیسین فنی دستگاه ، در حال نوشیدن چای و گپ زدن با دوستش در خصوص فیلم سینمایی پخش شده از تلویزیون و یا استفاده از فن آوری بلوتوث !! است.

 مودبانه ترین حرفی که امروز در بیمارستان شنیدیم ، بیا به جای عبارت معمول بفرمایید بود!!

خوشبختانه در یک بزنگاه ، یکی از آشنایان را که از پرسنل بیمارستان و اتفاقاً هم بازی ما در نبردهای سالنی عصر های جمعه است را رصد کردیم و وی کمی اوضاع را تلطیف کرد.

به جرأت میتوانم بگویم که ایران ، یکی از ناکارآمدترین سیستم های حمایتی از بیمار را در دنیا دارد. برخی دوستان فعال در عرصه بهداشت و درمان ، وقتی انتقادات من را می شنیدند همه مشکلات را به حساب کمی حقوق و نبود امتیازات صنفی می گذاشتند ولی به اعتقاد من ، این ها نیز دلایل موجهی برای برخورد زننده با مراجعین نیست.ای کاش همان طور که انجمن هایی برای مسایل مهمی چون آزادی بیان، حقوق صنفی و ...فعال شده اند ، انجمن هایی هم برای بهبود نظام درمانی کشور تشکیل می شدند و در مقابل آن چه در مراکز درمانی ما می گذرد ، واکنش نشان می دادند.

3-تصمیم گرفته ام روزهای جمعه کمتر در " من و ایسنا" بنویسم و به امید خدا وبلاگ دیگرم ، "محاق " را به روز کنم.به همین خاطر اگر روزهای جمعه در من و ایسنا ، پست جدیدی نیافتید مطمئن باشید که محاق به روز شده است.

همچنین می کوشم در روزهای 5 شنبه هر هفته ، یک یادداشت در خصوص رخدادهای بومی را بر خروجی من و ایسنا قرار دهم.امیدوارم این بار بد قول از آب در نیایم!!

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 22:49  توسط حسین طاهری قزوینی  |