تبليغاتX
من و ایسنا - درباره شهریاران شهر ، سید ناصر قوامی ، تراژدی و کمدی...

من و ایسنا

این وبلاگ به روزنوشته های سردبیر دفتر قزوین خبرگزاری ایسنا اختصاص دارد

درباره شهریاران شهر ، سید ناصر قوامی ، تراژدی و کمدی...

                                       نه برادر! ما اشتباه نکردیم

 گفتگوی سید ناصر قوامی با هفته نامه حدیث که ضمیمه شماره سوم این نشریه از وی به عنوان مرکز ثقل جریان اصلاح طلبان قزوین نام برده بیش از هر چیز صحنه ای تراژیک از نمایشی  که بی انتها و بی هدف بر صحنه است را تداعی می کند.

 با این تفاوت که این پرده از نمایش برای آنانی که فرمول حاکم بر چنین حکایت هایی را از بر هستند قابل پیش بینی  و انتظار بوده است.

 سید ناصر قوامی در این گفتگو چونان چند مصاحبه پیشین خود فی البداهه علل همه ناکامی های جبهه اصلاحات را در استان بر دوش جوانانی که عنوان "شهریاران شهر قزوین" و یا به تعبیر ایشان " شهریاران جوان" !! را یدک می کشند انداخته است.

 اما این "شهریاران شهر" چه کسانی اند ؟ چگونه ناکامی اصلاح طلبان قزوینی را رقم زده و باعث تشویش ذهن مرکز ثقل اصلاحات  و دوستانشان شده اند؟

اطلاعات ارائه شده از سید ناصر قوامی مارا به این پاسخ می رساند:

 "شهریاران شهر قزوین" گروهی نفوذی اند که از سوی جبهه ضد اصلاحات برای بر هم زدن برنامه های (کدام برنامه ها مشخص نیست) اصلاح طلبان مأموریت داشته  و با دریافت پول و امکانات در پی ایجاد موازی سازی در این جریان بودند.

بر اساس گفتگوی آقای قوامی با وبلاگ حسین علیجانی نیز مشخص می شود که جمع آرای این گروه با جمع آرای لیست اصلاح طلبان برابر بوده و اگر ائتلاف دو طیف شکل می گرفت ، اصلاح طلبان پیروز انتخابات شورای سوم شهر قزوین می شدند.

اما این اطلاعات با چه مستنداتی ارائه شده است؟

 پاسخ آقای قوامی در برابر این پرسش حدیث که چه مستندی در این باره دارید روشنگر است : مستند به آن شکل که نه ! اما اطلاعات دقیق داشتیم(!!)

خط اصلی داستان تراژیک ما این است: قربانی نظارت استصوابی  و منتقد اصلی شورای نگهبان با ادبیات آشنای نهاد های نظارتی سخن می گوید. به همان راحتی اتهام می زند ( با خطاب قرار دادن شهریاران به عنوان نفوذی ، وابسته به جبهه ضد اصلاحات و ...)، بی محابا توهین می کند( با ذکر عباراتی چون چند جوان بی تجربه و ...) و در مقابل این سووال که چه مستنداتی برای  این همه توهین و افترا و بردن آبرو و کرامت انسان ها دارید می گوید: مستند به آن شکل که نه!!

 این تراژدی طنز گونه برای آنان که نخستین بار از برآوردن پرچم مستقل تحت عنوان "شهریاران شهر قزوین" برای جلوگیری  و مقابله با انحراف حرکت های آزادی خواهانه در استان سخن گفتند البته کاملا ً قابل پیش بینی بود. چه آن که شهریاران  بر این اساس دو ماه مانده به انتخابات شوراها در دفتر حزب اعتماد ملی رویدادهای پیش رو و آینده اصلاح طلبی متاخر و غیر پویا و سنتی را برای جمعی از اصلاح طلبان  شرح داده بودند.

قرار بود محتوای این جلسه سر به مهر باقی ماند اما تداوم اهانت ها و اتهامات سبب ساز شد تا بخشی از آن چه در آن جلسه گذشت ذکر شود:

در آن جلسه به طور شفاف دیدگاه های جمعی که بعد ها نام شهریاران شهر را بر خود نهادند مطرح شد.حرف اصلی آنان این بود که فرایند اصلاح طلبی تحت رهبری مثلث شیخیون  و زیر پرچم حکمیت  و با پیشروی احزابی که از حزب تنها نامی را یدک می کشند در خور جنبش اصلاحی و آزادی خواهی نبوده و نیست.همین و بس!!

در واقع برای ما جالب بود که چطور کسانی که نتیجه ناخوشایند حکمیت را در انتخابات مجلس ششم تجربه کرده بودند باز تن به حکمیت می دهند؟ جالب بود که چگونه فریاد های (...) بر علیه جبهه مشارکت در صحن علنی مجلس به فراموشی سپرده شده است؟ چگونه رابطه ها با حسینیان ها و امثال آن ها توجیه می شود و چگونه با وجود مرگ رستم های اصلاحات در چاه شغاد ها می شود باز با طناب فرصت طلبان رفتن به ته ِ چاه ها را آزمود ؟!!

جواب قانع کننده ای در کار نبود.در عوض با جدی تر شدن حضور شهریاران در جریان انتخابات با پرچم ، برنامه و دیدگاهی متفاوت حملات آغاز شد.

 عیسی صفری متهم به گرفتن خودرو و زمین از دولت اصول گرا گردید.حتی گم شدن پلاک جلوی خودروی پژویش در جریان یک سانحه رانندگی را به حساب این گذاردند که اصولا ً خودروهای شخصی متعلق به برخی نهاد های خاص پلاک جلو ندارند!!

البته این اتهامات در خصوص من با کمی لطافت همراه بود.من را فریب خورده جریان نفوذی می دانستند  و برخی دیگر با دلسوزی می گفتند که نیاز مالی و ... باعث گرایش وی به سمت جبهه نفاق شده است!!

پاسخ  این دوستان دارای حسن لطف به این پرسش ابتدایی که چه مستنداتی برای ادعاهایتان دارید دست کمی از پاسخ آقای قوامی نداشت : مستند به آن شکل که نه!!

جرم جوانان" بی تجربه نفوذی مزد بگیری" که تحت عنوان شهریاران می خواستند جبهه متحد و ناب !! اصلاح طلبان استان را به انحراف بکشانند این بود : طور دیگر اندیشیدن.

 نمی گویم: مطلقا ً درست اندیشیدن که هر اندیشه ای را ضریب خطا و بدگمانی هست.طنز تلخ روزگار این است : آنان که خود را قربانی طور دیگر اندیشیدن می دانند طور دیگر اندیشیدن را تاب نمی آورند!!

 البته می شود حدس زد که آقای قوامی به چه دلیل تا این اندازه شهریاران را می نوازد.چه آن که ایشان می پندارند مشکل ما با مثلث روحانیت شکل گرفته در رأس بدنه اصلاحات در قزوین است.طوری که در جایی از مصاحبه شان با حدیث به تقسیم بندی مدافع روحانیت و  دشمن روحانیت اشاره می کنند.

 افسوس  ایشان که  شأن خود را اجل تر از تشکیل حزب محلی می دانند به خاطر نمی آورند که همین جوانان نفوذی چگونه در مسیر پیروزی ها و ناکامی های  سید محمد خاتمی خون ِ دل خوردند  و میزان ارادتشان به ابطحی ها و عبدالله نوری ها و دیگر روحانیون آزاد اندیش تا چه حد است.

 آقای قوامی ، شهریاران را به پول گرفتن از جبهه ضد اصلاحات متهم می کنند اما نمی دانند که جوانان به تعبیر ایشان نفوذی چگونه از خودرو و خط تلفن همراه و پس اندازشان گذشتند تا بر عقیده مستقلشان اصرار ورزند و نمی دانند که هنوز بدهی های حاصل از تبلیغات انتخاباتی بر دوششان سنگینی می کند.ملالی البته نیست که همه این ها هزینه های عمل سیاسی است .

 آقای قوامی ما را نفوذی قلمداد می کنند در حالی که تقریبا ً تمام نامزدهای لیست اولیه شهریاران در گام اول رد صلاحیت شدند  و با وجو د رایزنی های طولانی اما از موضع قدرت شهریارانی ها ، باز هم یک نفر  از لیست اصلی شهریاران در گردونه تایید صلاحیت ها حذف شد.

چگونه شهریاران را نفوذی می خوانند در حالی که به استناد دوستان خود شما میزان افزایش آرای لیست شهریاران در بازشماری آرا از همه نامزدها بیشتر بود و همین امر هم  یکی از دلایل توقف روند بازشماری محسوب می شد.

 اگر شهریاران نقشه جبهه ضد اصلاحات بود چرا باید طراحان نقشه ، ناشیانه در آخرین گام طرح تعطیلی نامه را بریزند تا شما و دوستانتان فریاد برآورید که نامه نیز بخشی از پروژه نفوذی ها بوده است؟!!

 چرا طراحانی چنین زیرک باید چنین دستاویزی را به فریب خوردگان نقشه خود تقدیم کنند تا دستشان رو شود؟!!

 حکایت اما چیز دیگری است...

 نه برادر ! ما اشتباه نکردیم.در همه لحظاتی که همه چیز برای استحاله راهی که آغازش کرده بودیم آماده بود چیزی در وجودمان زمزمه می کرد: اشتباه نکرده ای برادر !!

 حالا آن زمزمه فریادی شده است که به گوش آنان که شنوایند رسیده است.

 نقل است که خداوند بنده خطاکاری  که به واسطه جرمی که مرتکب نشده مورد لعن و طعن و اتهام قرار گرفته و جان و آبرویش به تاراج  می رود را مورد آمرزش قرار می دهد.

 آمرزش شده گان خدا را طعن و اتهام بنده خدا آزار نمی دهد... 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:37  توسط حسین طاهری قزوینی  |